پياله پر زخون

سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٧
باز هم سلام ای گذشته...
خیلی وقته که اینجا ننوشتم.
فقط اومدم به گذشته ام سلام کنم. 

 
شاد باشید.
سيد مرتضی

چهارشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸٥
 

زندگی

تجربه ای

برای يکبار

سيد مرتضی

دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٤
 

زندگی رو برا بعضيا بايد از اول ساخت

سيد مرتضی



یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٤
 

چرا هيچکس خبری از من نمی گيره

يا بمن سرنمی زنه؟

 

سيد مرتضی

پنجشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٤
 

اينا رو يه جايی نوشتم


صبرداری اما صبر تو کجا و صبر زينب کجا!!!!!
خودت گفتی که همه مصيبت ها رو کشيدم
اما خدايا اين يکی (رفتن عزيزان ) رو نصيبم نکن
فکر کنم مصيبت و غم و صبر زينب سلام الله عليها رو تو خوب درک کنی.......
پس هر وقت غمت زياد شد
کمی به ياد زينب
که همه عزيزانش
پسراش
برادراش
دوستانش
پسران برادرش
همه کسانش
و همه پشتيبانانش رو از دست داد
باش
و کمی
گريه کن
گريه هم بر هر درد بی درمان دواست

سيد مرتضی

شنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٤
 

بسم الله

الان از راه رسیدم

بدنم خسته نیست ولی مخم کار نمی کنه

اینجا گرمه

بالا کولر روشنه

اما کولر آبی چیز کوفتیه

باید بخوابم

فردا یه عالمه کار دارم

خدایا ......

 

سيد مرتضی

چهارشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٤
 

سايت با بعضی از اينترنت ها باز نمی شه

بايد يه فکری براش بکنم

 

سيد مرتضی


جمعه ۱٠ تیر ،۱۳۸٤
من آدم حوا

امروز کتاب خاطرات آدم و حوا رو تموم کردم.

کتاب جالبی بود ، نثر روان و مطالب جالب و حجم کم با قالبی طنز آلود.

درحقیقت این کتاب ، از شروع زندگی آدم و حوا بصورت خاطرات روزمره شروع میشود.

اما نکاتی در این میان جالب بنظر می رسد.

بنظر من این کتاب بر اساس فلسفه ماتریالیستی و نفی حقیقتی بنام روح ،داستانی را مطرح میکند که اصل آن تنها در منابع و متون دینی آمده است.داستان  بهشت برین و هبوط آدم و حوا.

نفی روح بگونه ای عیان مشهود است بطوریکه با این قانون نانوشته در این کتاب ؛ در آخر کتاب به این نتیجه می رسد که خداوند به انسان ظلم کرده ، چون آنها نمیدانستند که اگر ازمیوه شجره ممنوعه بخورد چه میشود!

آری ! خداوند به انسان ظلم کرد، چون او برای پاسخ به حس کنجکاوی اش اینگونه عمل نمود .

بنظر من اساس این اشکال بخاطر فراموش کردن این سه نکته است ( که البته فکر می کنم فهم ناقص و بر اساس روایت ناقص و همراه اسراییلیات از این داستان هم بی تاثیر نبوده):

اول انسان روح دارد.

دوم روح انسان با بدی ها آشناست همانطور که با خوبیها آشناست.(قرآن :پس خداوند بدیها و خوبیهای نفس را به او «الهام»نمود)

سوم شجره ممنوعه در حقیقت تمثالی برای گناه است ، گناهی که ظاهر آن همچون سیب سرخ ، زیبا ست و انسان می پندارد که گناه دوای درد های روحی (عطش دانستن حوا)

و جسمی (گرسنگی آدم)اوست.

 

نکته ای که برایم روشن شد این بود که آنچه انسان را به ورطه سقوط و هبوط می کشاند ، نفی معنا و معنویت است.

معنویتی که گوشه ای از آن در روح آدمی به ودیعه گذارده شده .

براستی مشکل اساسی انسان امروز همین نفی معنا و ندای روح است.

به انسان امروزچنین آموزش داده شده که هم چیز را تجربه کن .

و نتیجه چنین کاری در زندگی آن است که می گوییم حتی گناه هم تجربه کردنی است.

اما آیا تاثیر گناه همیشه بلافاصله قابل دیدن است .

اصلا آیا تاثیر گناه بر روح مانند تاثیر کبریت بر کاغذ است که بلافاصله مشهود باشد؟!

آیا ما همه چیز را آزمایش می کنیم ؟

چرا نوبت به گناه که میرسد با این حربه شیطان به دام می افتیم؟

ما انسان ها فراموشکار هستیم .

دکتر سروش حرف قشنگی دارد در شرح خطبه متقین میگوید: آیا انسان همه چیز را باید امتحان کند؟

خیر!

سوال:آیا سم قوی می کشد؟

همه جواب میدهید : بله

چند درصد امتحان کرده اند . وچند درصد میخواهند امتحان کنند؟

اگر کسی عاقل باشد هیچگاه چنین چیزی را امتحان نمی کند.

گناه هم سم کشنده است.

اگر گناه انجام داده شد دیگر نفس آن نفس قبلی نیست.

خداوند می گوید گناه نکن چون من میدانم که این گناه چه بلایی سرت می آورد  ولی تو نمیدانی .

آری ! ما نمی دانیم

چون نمی توانیم بدانیم

چون ما را به غیر تجربه چیزی به علم نمی رساند وتجربه هم فقط مربوط به همین عالم مادی است.......

حالا می فهمم مشکل من کجاست.

دقیقا در همین عدم ایمان به خدا و به حرف های روح که در حقیقت ندای رحمن است.

خدا یا در این غروب جمعه ترا می خوانم !

و از تو مدد می جویم.

برای داشتن زندگی ای پاک و زیبا......

Sayyed Morteza

 

سيد مرتضی

پنجشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٤
 

اگر نوشتن من يک نفر را شاد کند

چرا ننويسم؟

**************************

ياد خمينی در دل همه عاشقانش زنده است

 

سيد مرتضی

دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤
 

سلام

خيلی سخته

دل تنگی

!

بگذريم

می خوام وبلاگ جديدی رو راه بندازم

چون خواننده ای ندارم

خودم برای خودم

آرزوی موفقيت می کنم

مرتضی دوستت دارم!

سيد مرتضی

شنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٤
باغبان

باغبانی را دوست دارم

گل کاری را بیشتر

بخاطر غتچه هاش

تیغ هایش

و آبش و خاکش

و خورشیدش

و بادش

خستگی ها

و غصه هایش

هیچ میدانی ؟!

همه اینها

به یک لبخند گل می ارزد

و من

منتظر یک لبخند گل

 

 

سيد مرتضی

سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤
مادر

مادر!

نمیدونم دربارش چی بگم

مادر من .....

درباره اون که دیگه واقعا هیچی نمی تونم بگم

یه فرشته زمینی

که به اندازه عمر من خستگی و زحمت رو دوششه

23 سال زحمت

خدایا خودت حقش رو به گردنم حلال کن

مادر دیگم

فاطمه زهرا

که امروز روز تولدپدرشونه

یعنی جد ما

رسول اکرم

هموکه تمامی زندگانی مرا و مارا تغییر داد

و همچو گلی بود که همه چیزش را

هر آنکس را که داشت

برای نجات جان بشریت داد

خدایا دستان کوچکم را بهسوی  درگاه پر مهر و لطف و کرمت دراز میکنم

و از تو برای نه برای خود چیزی می خواهم و نه از برای محمد

بلکه از برای همان چیزی که "عشق محمد " بود

و در راهش همه چیزش را فدا کرد

خدایا من از برای " تمامی بندگانت " هدایت و رستگاری را از درگاه تو می جویم

بار الها !

به ما نظری کن و به حق اولیایت بشریت را از خطر دوری از تو نجات ده!

آمین

خدايا بالا ترين درجات را از تو برای تمام آنانکه محمد را در راه هدفش کمک کردند

خصوصا خديجه کبری

می طلبم

*****

محمد صداقت ممنونم از کمکت

سيد مرتضی

چهارشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٤
 

بالاخره این رایانه هم رسید و باز هم میشه آن لاین شد

اما

چه فایده

وقتی هیچ خبری از نزدیک تزین دوستانت نداری!

دوستای خوبم

خصوصا رهگذر عزیز

همیشه به یادتون هستم

و

امیدوارم سال نوی خوبی رو شروع کرده باشید

گر چه از هیچکدوم تون خبری ندارم

اما براتون آرزوی موفقیت میکنم

سال نوی خوبی داشته باشید.

 

سيد مرتضی

چهارشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۳
استغاثه

خدا يا

بهش کمک کن تا بر احساساتش غلبه کنه

و

زندگيش رو خودش بسازه

اما جز خودت هيچکس نمی تونه بهش کمک کنه

گر چه اون شايد فکر کنه که همه اينا بلای تو ست

اما مگه اگه کسی خودش دستش رو بگيره رو آتيش

و کنار هم نکشه

جز خودش کی مقصره

خدا يا من از تو يه زندگی خوب برای همه آدما می خوام

اما می دونم که تو به همه دادی 

فقط کافيه کمی چشم عقلشونو باز کنن

خدايا

خواهر فکر می کنه

اگه باهاش حرف بزنه بهش کمک کرده

يعنی اينطور فکر نمی کنه ها

ولی اينطور عمل ميکنه

بهش می گم

بابا جون

مگه قرار نبود بس کنيد

سکوت ميکنم 

.......................................

بهر حال خدا جون کمکش کن

کمکش کن

سيد مرتضی

شنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸۳
توبه

خدايا!

يه روز گفتم

راه رو بمن نشون بده چه جوری طی کردنش رو خودم پيدا می کنم

اما

امروز می گم

منوببخش بخاطر اين حرف

هم راه رو بمن نشون بده

و هم کمکم کن تا راه رو طی کنم

همونطوری که مادرم فاطمه زهرا (س) می گفت:

الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عين ابدا

آمين

سيد مرتضی

شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۳
عيد مبارک

سلام

عيد شما مبارک

امروز اومديم شايد يه تبريکی چيزی

اما نه

بهر حال عيدتون مبارک

خدايا

امروز درد دلی با تو دارم

جوانی هستم در قرن ۲۱ ام

می گويند ۱۴ قرن پيش رسولی فرستادی

که امروز آنچه که مطمئنم بوسيله او برايم گذاردی کتابی بيش نيست

و حرف هايی که از عزيزانت بجا مانده

خدايا

جوانی هستم که ميدانم که دينت

راهت

بهترين است

اما دلم

مغزم

پر از سوال است

بار الها!

هر کس را که قصد شناخت تو و راهت را دارد ياری فرما

آمين

سيد مرتضی

دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۳
.....

مسايل مهم !

تصميم گيری را يه عمر

پدر آدمو در مياره

خدا کمک کن

 

سيد مرتضی

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]